محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1481
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
دار الخلافهء طهران انتهاض فرموده روز جمعهء بيست و پنجم ماه ربيع الاول به چمن سلطانيه نزول اجلال فرمودند - هم در اين سال سفيرى از جانب ناپليون امپراطور فرانسه موسوم به مسيو ژوبر مأمور دربار دولت عليّه گرديده پاشاى حاكم بايزيد و حاكم وان به جهت اتّحاد دولتين عثمانى و روس بر ضدّ فرانسه سفير مزبور را گرفته حبس كردند و اموالش را ضبط و دو نفر از ملازمانش را مقتول نمودند . حضرت مستطاب نايب السلطنه وليعهد دولت عليّه عبّاس ميرزا از واقعه خبردار گرديده مأمورى به طلب سفير فرستادند سفير مستخلص شده با پذيرائى و احترام شايان در چمن سلطانيه به حضور همايون تشرّف جست و غرض ناپليون از فرستادن اين سفير دو چيز بود : يكى اتّحاد و عهد مودّت با دولت ايران ، و ديگر تصديق نمودن به امپراطورى او - خلاصه ، جواب نامهء امپراطورى را ميرزا رضاى قزوينى منشى ديوان اعلى حامل و به سفارت مأمور فرانسه شد - هم در اين سال ابراهيم خليل خان كه بعد از كشته شدن سيسيانف از خودسرى و سازش با سردار روس پشيمان شده بود عريضهاى به خدمت حضرت مستطاب نايب السلطنه عرض كرده معذرت خواست و براى دفع ماژر روسى كه در شوشى اقامت داشت استمداد نمود ، لهذا حسين خان سردار و اسمعيل خان دامغانى و امان اللّه خان افشار حاكم خمسه با لشكرى به معاونت او مأمور شدند و قبل از مشار اليهم فرج اللّه خان شاهيسون و ابو الفتح خان جوانشير پسر ابراهيم خان عزيمت آن صفحات نموده بودند . جعفر قلى خان بن محمد حسين خان كه با عمّ خود ابو الفتح خان عداوتى داشت و وجود او را اسباب اخلال كار خود مىپنداشت شبى ماژر روسى را با سيصد نفر سرباز روس از قلعهء شوشى بر سر جدّ خود ابراهيم خليل خان كه در خارج قلعه بود برد و آنها بى خبر بر سر ابراهيم خليل خان ريختند و او را با سى و يك نفر از اهل و عيال و نسوان او بكشتند و باز نايرهء فتنه در قراباغ ميل به اشتعال نمود - خلاصه بعد از قتل ابراهيم خليل خان ماژر روسى ضبط و امن كردن قراباغ را به مهديقلى خان ولد ابراهيم خليل خان محوّل كرده خود مشغول حراست قلعهء شوشى شد . حضرت مستطاب نايب السلطنه چون از اختلال كار قراباغ خبردار شدند از تبريز حركت فرمودند در منزل آقاغلان معروض ملازمان حضرت معظم داشتند كه يكى از